درباره
فریدون خوشنود
سرآغاز داستان فریدون خشنود به کودکیاش بازمیگردد، زمانی که در سنین کمتر از ده سال به صورت خودآموخته نواختن سنتور را آغاز کرد.
با این حال، سنتور نتوانست «روح جستجوگر» او را راضی کند و علاوه بر این، مادر ایشان نیز صراحتاً صدای این ساز را دوست نداشت. این انگیزههای درونی و بیرونی باعث شد تا او ساز خود را تغییر داده و به آکاردئون روی آورد.
او این بار یادگیری آکاردئون را به صورت جدی و آکادمیک در محضر استاد مصطفی کمال پورتراب آغاز کرد.
مصطفی کمال پورتراب (۱۳۰۳-۱۳۹۵) آهنگساز، نوازنده و استاد برجسته تئوری موسیقی ایرانی بود که در تدوین کتابهای درسی موسیقی نقش داشت و عضو شورای عالی خانه موسیقی ایران بود.
استاد خشنود در همان کودکی با اعتماد به نفسی شگفتانگیز، پیشنهادی جسورانه برای تدریس آکاردئون به کودکان در مهدکودک خواهرشان داد. او اولین جلسه تدریس خود را در ده سالگی، با نواختن یک ساعت کامل آهنگ شاد برای شاگردانش آغاز کرد که این امر، نشان از استعداد ذاتی او در ارتباط برقرار کردن با قلب مخاطبان داشت.
شروع زندگی و دوران کودکیدوران نوجوانی، فصل انفجار خلاقیت فریدون خشنود بود. او که دیگر بر ساز خود تسلط یافته بود، به همراه سعید دبیری و محمود وصفی، اولین گروه موسیقی خود را به نام «هارد استون» (Hard Stone) و تحت تأثیر گروههایی مانند بیتلز، شکل داد.
نقطه عطف این دوران، تصمیم سرنوشتساز گروه برای شرکت در مسابقه استعدادیابی محبوب فریدون فرخزاد بود. برای این رقابت، فریدون خشنود ملودی آهنگ ماندگار «خدا چرا عاشق شدم من...» را به عنوان معرفی محمود وصفی ساخت و سعید دبیری شعر آن را نوشت.
این آهنگ، که اولین «مگاهیت» استاد خشنود بود، با استقبال داوران و تماشاگران مواجه شد و به عنوان «بهترین کار» مسابقه انتخاب گردید. این موفقیت، تولد رسمی او به عنوان یک آهنگساز جریانساز بود و با تبدیل شدن این اثر به یک کلاسیک فراموشنشدنی در موسیقی پاپ ایران، مسیر حرفهای فریدون خشنود برای همیشه تثبیت شد.
نوجوانی، گروه «هارد استون» و خلق اولین شاهکارموفقیت گروه «هارد استون» آغازی برای جدیتر کردن مسیر بود. فریدون خشنود میدانست استعداد ذاتی باید با دانش آکادمیک صیقل بخورد. پس از نواختن یکی از ساختههای خود برای پسر عمویش، استاد حشمت سنجری (رهبر ارکستر سمفونیک تهران)، به پیشنهاد او وارد هنرستان عالی موسیقی تهران شد.
حشمت سنجری (۱۲۹۶-۱۳۷۳) رهبر ارکستر، آهنگساز و نوازنده ویولن ایرانی بود که رهبری ارکستر سمفونیک تهران را بر عهده داشت و آثاری مانند «رنگارنگ»، «سوئیت تابلوهای ایرانی» و پوئم سمفونیک «ایران» را ساخت و نقش مهمی در توسعه موسیقی کلاسیک ایران ایفا کرد.
در همین دوران، استاد روس فریدون خشنود که نماینده مکتب سختگیر کلاسیک بود، چنان شیفته استعداد ملودیسازی فریدون شد که هر بار پس از کلاس رسمی، از او میخواست بماند و از ساختههای پاپ خود بنوازد، هرچند همچنان بر اهمیت مسیر کلاسیک تأکید داشت.
نکته کلیدی که شخصیت حرفهای او را متمایز میکرد، «استقلال» بود. فریدون منتظر پایان تحصیلات نماند و از همان نوجوانی، همزمان با تحصیل، از موسیقی کسب درآمد میکرد. نماد این استقلال حرفهای، خرید اولین پیانوی شخصیاش با درآمد حاصل از کار موسیقی خودش بود.
استاد فریدون خشنود در نهایت با دو مدرک فارغالتحصیل شد: یکی در مهندسی ساختمان و دیگری در موسیقی؛ ترکیبی از منطق و احساس که آثار ماندگار آینده او را شکل داد.
تحصیلات آکادمیک و استقلال حرفهایپس از پایان تحصیلات، فریدون خشنود با مریم شریعتزاده ازدواج کرد. او با الهام از خانواده پنج نفره خود با سه فرزند، که همگی به شکل حرفهای ساز مینوازند، شرکت موسیقی «پنج برگ هنر» (PBH) را تأسیس نمود.
دوران طلایی حرفهای او با خلق آهنگ ماندگار «مستی»، با شعری از اردلان سرفراز و صدای اسطورهای هایده، آغاز شد. این اثر به امضای هنری هایده تبدیل شد و چنان درخشید که در نظرسنجی سال ۱۳۵۴ مجله معتبر جوانان، هم به عنوان «محبوبترین آهنگ سال» انتخاب شد و هم نام فریدون خشنودِ جوان را در کنار بزرگانی چون واروژان، به عنوان یکی از ۵ آهنگساز محبوب ایران قرار داد.
این موفقیت، درهای همکاری را گشود و ستارگانی چون ابی، ستار، فریدون فروغی، فریدون فرخزاد، اکبر گلپایگانی، ایرج، مهستی، گیتی، لیلا فروهر، شهره و بتی، ماندگارترین آثار خود را با ملودیهای او خلق کردند. اما هنر خشنود فراتر از کار با ستارگان بود؛ او یک «استعدادیاب» و «ستارهساز» بیبدیل بود. او نوشآفرین را کشف کرد، زیرا معتقد بود برخلاف دیگران «از گوگوش کپی نمیکند» و تمام آهنگهای قبل از انقلاب او را آهنگسازی کرد. خشنود همچنین لیلا کسری (هدیه) را که به عنوان شاعر نوپرداز شناخته میشد، به دنیای ترانهسرایی معرفی کرد.
دامنه فعالیتهای استاد خشنود در این دوران طلایی، به ساخت موسیقی متن فیلم برای محمد صفار (سردبیر مجله ستاره سینما) و آهنگهای تبلیغاتی مطرح نیز گسترش یافت. شهرت او از مرزها فراتر رفت تا جایی که برای خواننده بزرگ و مشهور ترک، خانم امل سایِن، آهنگهایی ساخت که این خواننده صاحبنام، آنها را به زبان فارسی اجرا کرد.
دوران طلایی (پیش از انقلاب)با دگرگون شدن فضای اجتماعی ایران، استاد خشنود یکی از نمادینترین آثار آن دوران را خلق کرد. سرود حماسی «الله اکبر» (ایران ایران) در روزهای پرالتهاب پاییز ۵۷ و در زمان حکومت نظامی ضبط شد و به سرود انقلاب تبدیل شد.
پس از این نقطه عطف، استاد خشنود که تصمیم به ماندن در ایران گرفته بود، فعالیتهای هنری خود را متوقف کرد و وارد دورهای طولانی از سکوت هنری شد که نزدیک به دو دهه به طول انجامید. اما چرا سکوت؟
استاد خشنود در پاسخ به این سوال میگوید:« هیچ فشار یا مشکلی نبود. مسئله این بود که من میدیدم فضا برای کار کردن من مناسب نیست. کار کم بود و اگر کاری هم بود به دنبال تقلید بود و من هیچ تمایلی به تقلید نداشتم. من موسیقی را برای مردم میساختم و میسازم اما هیچ تمایلی به تکرار و تقلید نداشته و ندارم.»
نقطه عطف: انقلاب و دو دهه سکوتپس از یک سکوت طولانی نزدیک به دو دهه، بازگشت استاد فریدون خشنود به موسیقی یک «رنسانس هنری» بود. این فصل جدید با همکاری بسیار موفق و خاص با علیرضا افتخاری آغاز شد. نتیجه این همکاری، شاهکار «دل را ببین» بود که بر پایه دستگاه عرفانی «نوا» ساخته شد. نوآوری شگفتانگیز استاد خشنود در این قطعه، استفاده جسورانه از ساز ساکسیفون در کنار تمبک و درام بود که فضایی کاملاً جدید در موسیقی ایران خلق کرد و مرزهای میان موسیقی سنتی و پاپ را جابجا نمود. این موفقیت با آثاری چون «چلچله» ادامه یافت.
در ادامه این دوران، استاد خشنود که همواره به کشف صداهای اصیل علاقهمند بود، همکاری قابل توجهی را با محمد حشمتی آغاز کرد. از این همکاری دو اثر ماندگار خلق شد: اول، «شیشه و سنگ» که با استفاده از ترانهای شنیدهنشده از زندهیاد لیلا کسری (هدیه)، پلی شگفتانگیز میان دو نسل موسیقی زد؛ و دوم، «عاشقان وقت اذان است» که با درک نیاز معنوی جامعه، به یکی از ماندگارترین نغمههای عرفانی معاصر تبدیل شد.
استاد خشنود در نهایت به دلیل تغییر مسیر هنری هر دو خواننده، فعالیت با آنان را متوقف کرد.
فصل جدید: نوآوری در موسیقی معاصرتیم ما
اعضای گروه
بند ما
آمار نمونه کارها
رویداد های ما
تورهای سراسر دنیا
۲۵
اسفند














